باران های پاییزی

باران های پاییزی از بین هزاران مقاله و اطلاعات وب سایتهای وب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه اطلاعات دارای منبع میباشد لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت پرنسیا مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت باران های پاییزی میباشد.



باران

بلا ه دل اسمان شیراز هم گرفت بلا ه اولین بارون پاییزی بارید بارون کاش خبر نمیدادی می امدی تا حس امدنت شوقت را دو چندان می کرد از صبح خودت را در انتظار باران نگه داشتی ظهر امدی از صبح لو دادی که باران داری حال مثل خودت اب است نه میدانم چرا نه با یک باران شسته میشود دل من بارانی عظیم میخواد همچون سیل اب که رودخانه ای جاری کند عظیم که مرا با خود ببرد به دور دست مهم نیست مثل تکه ای چوب یا زنده فقط بردن مهم است با اب

...

.....بعد مشت زدن های مکرر تندر دیوانه ی غران  ؛به ابرها،...همین الان یهویی!....          .....بزن باران بهاران فصل خون است /بزن باران که صحرا لاله گون است/بزن باران که به چشمان یاران/جهان تاریک و دریا واژگون است/بزن باران که دین را دام /شکار خلق  وصید خام /بزن باران خدا بازیچه ای شد/که با آن ب ننگ ونام /بزن باران به نام هرچه خوبیست/به زیر آ وار گاه پایکوبیست/مزار تشنه جو باران پر از سنگ/بزن باران که وقت لایروبیست/بزن باران و شادی بخش جان را/بباران شوق و ش

با غمت اردیبهشت اردی جهنم می شود

هر زمان در این بهار، باران نم نم می شودزیر آن باران و نم، قلبم پر از غم می شودمی رسد فصل بهار، اما غمت هم می رسدقامتم از درد آن، در این هوا  خم می شودزیر باران بهار، وقتی که می گریم ز غماینچنین باران و نم، بر غصه مرهم می شودبس که در باران آن، تنها و غمگینم عزیزبا غمت اردیبهشت، اردی جهنم می شوداین بهار فهمیده است، دلتنگ و غمگینم توامزین سبب هر لحظه اش، باران نم نم می شودمحمدصادق رزمی

وضو در باران

⁉️  آیا در باران مى‌شود وضو گرفت؟ ی: مانع ندارد مشروط بر اینکه قطرات بارانى که به اعضاى وضو مى‌رسد، با آن قصد وضو نماید و هنگام مسح، باران به کف دست‌ها ‏اصابت نکند.‏

صدای باران ...

صدای باران خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری نتوانستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم . از جایم بلند شدم . آرام آرام به سمت حیاط حرکت . صدای چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم.  چشمها را باید شست       جور دیگر باید دید چترها را باید بست           زیر باران باید رفت فکر را ، خاطره را       زیر باران باید برد با همه مردم شهر      زیر باران باید رفت دوست را زیر

دوستت دارم...

دوستت دارم شبیه نم نم باران روی گونه های شهر شبیه لذت قدم زدن روی برگ های پاییزی تو فقط گاهی شعرهایم را بخوان من تا همیشه شاعرت می مانم ...

اردیبهشت

باران های اسفند را که نبودی  نیامدی  تا بیایم  از رو به رو و با هم خیس شویم باران های فروردین را نبودی تا با هم بچینیم شکوفه های بهاری را  زمانه را ببین ؟  کجا در اردیبهشت باران دیده بودی ؟  باران دارد می آید  خیال نکن از هوا و سریش است  نه اردیبهشت هم دارد تمام سعی و تلاشش را میکند بلکه زیر باران هردویمان را ببیند تا از روبرو بیایی بیایم خیس شوی خیس شوم این زمین و زمان و هوا را تحویل نگیری  و فقط من باشم و تو  تا میبارد بیا همیشه بهترین اتفاقات

تک باران چت

تک باران چت - تک باران چت. تک باران چت, تک بارانتک باران چت - تک باران چت. تک باران چت, تک باران چت تک باران چت ک باران - تک باران.  چت تک باران چتک باران - تک باران."/>

باران

نگاه ت باران به روی صورتم انه میلغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه آرامم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم. خدایا کمکم کن من مقصرم بقیه نباید تاوان بدهند اون طفل معصوم ها گناهی ندارند که . زیر بارونت سجده بجز تو هیچ ی رو ندارم. کمک کن دوباره این ویرانه را از نو بسازم .

قطره باران

دعا میکنم غرق باران شوی چو بوی خوش یاس و ریحان شوی چو یاران مهدی شمارش کنند تو هم جزء یاران شمارش شوی دعا کن منم غرق باران شوم غبار کف پای یاران شوم چو یاران مهدی شمارش کنند نگاهی به این قطره باران کنند...

سحر گاه زمستانی و نرگس های من

ب تا صبح باران برایم می خواند ٬ تا به یادم بیاورد ٬ سحر سرد و زمستانی ام را ...پنجره و سحرگاهی را که از آغوش لطیف مادرم حسش  ! امروز صبح هم  همان پنجره و در پس آن شر شر باران را  نگاه .... شاید باران هم پایکوبان و کنان روز میلاد مرا جشن گرفته بود !!! باران زمستانی من می آید ٬ تا یادآور شود ، سرما و باد و یخ و برف ٬ گرمی و عشق و وفا را می فهمند و  شادی قلب مرا می خواهند ...   زمستان عزیزم ٬دوستت می دارم ... و دوست  تر  میدارم تویی را که عطر نرگس  شیراز  روان

باران ...

بارانمیراث خانوادگی ما بود..کوچک که بودم …از سقف خانه ی ما میچکیدبزرگ که شدم...از چشمانم

باران صبح

باران صبح نم نم می باردو تو را به یاد می آوردکه نم نم باریدیو ویران کردیخانه کهنه را... "محمد شمس لنگرودی" 

باران بامدادی هفت اردیبهشت

در اولین دقایق هفتم اردیبهشت صدای باران می‌شنوم. و چه ص خوش‌تر از نجوای باران.روز هفتم ماه... و بارِش بارانکاش می‌شد این نشانه‌ای باشد. نشانه‌ای از تو.کاش این‌ها محقق شدن تو باشد و نه صرفا تعبیری در عالم خوش‌خیالی‌ام.نه! تو کجا و من کجاو حالا صدای باران قطع شد. دقیقا همین اکنون.این یعنی عالم رویای من. یعنی خیال. یعنی خواب.و دوباره باران شدت گرفت...کاش تکلیف من روشن می‌شد با این انتظار...انتظاری که نمی‌دانم درست است یا اشتباهی محضباران دوبار

از دور خوش است

یا مالک القلوب یاد آن روز می افتم که سیل آسا باران می آمد. نمی دانم بهار بود یا پاییز، چادر م را به سر انداختم و رفتم توی حیاط ایستادم کنار یاس ها و دعا . از ته دل دعا و باران شدم. آنقدر باران شدم تا دلم آرام گرفت. باران بند آمد، یک رنگین کمان قشنگ درست شد. آمدم در اتاق و با خودم فکر که عجب رویای خوبی بود. رویایی که تنها اگر اجابت شود باورش می کنم... و آنقدر زود اجابت شد که با خود گفتم ای کاش هیچ گاه این رویایی ترین رویا تمام نشود.  و حالا که فصل دلتنگی

بارش ی برف و باران در سه تا شش روز آینده

بارش ی برف و باران در سه تا شش روز آینده در صورت بروز نبودن نقشه، از کلید f5 استفاده کنید...برای دیدن تصاویر بزرگتر روی تصاویر کلیک کنید.

گرگ باران خورده...

آه ! سرِ من درد بزرگی شده است بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است سرد شد از تن من... دل به خیابان زد و رفت گرگِ من بره نچنگیدهِ به باران زد و رفت... آه ! لبِ او «صبر و ثباتم» می داد بوش «وقت سحر از غصه نجاتم» می داد! آه ! نفست گم شده باشد سخت است نفست همدم مردم شده باشد... سخت است آه ! سرِ من درد بزرگی دارد بره ام میل به بوسیدن گرگی دارد... این بار برایم نمِ باران بنویس دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس...مهتـاب یغمـا

شات های چک چک

با باران خو دم، با باران بیدار شدم، و صدایش مرا برد به پاییزهای مدرسه، به چاله‌چوله‌های سیمانیِ حیاط مدرسه که پر از آب می‌شد و به همدستیِ کوچه‌های گِلی، وادارمان می‌ د چکمه‌ی «کفش ملی» بپوشیم؛ همیشه ساده و ارزان و در دسترس. یاد آن وقت‌ها که بعدِ باران، چکمه پوش، توی کوچه‌ها می‌دویدم و عشق می‌ با خیس شدن، گِلی شدن، و چشمم گوشه‌کنارهای کوچه، دنبال سبزهای تازه بود، دنبال قارچ‌های کوچک سمی و گل‌های قاصدکِ ...  یادِ اولین روزی که مادر، در

باران عشق

از واژه هایمقایق های کاغذی می سازمبه آب های خیال تو می اندازمو زیر باران عشقتا دورترین برکه های چهانبه صید ماه می رومبرای شعریکه از پنجره ای تنهابرایت دست تکان می دهد...

آذربایجان تسلیت!

قرار بود بهار بیایدباران بباردو پیشانی سیاهِ زمین رااز خا ترِ خاطرات سوخته ی قطار و پلاسکوبزداید...قرار بود باران بباردو آتش دل های بی قرار را نم نمخاموش سازد ...اما بهار؛چنان سِیلی در آستین داشتکه هیچ فصلی به خود ندیده بود...بارانداغ بر دل مردم آذربایجان باراند!آذربایجان تسلیت!-از مجموعه ی پنجره ی خیس#شفیقه_طهماسبی @shafigheh_tahmasebi

باران، 10 هزار نفر را در دومینیکن آواره کرد

مقامات محلی درجمهوری دومنیکن از آوارگی نزدیک به 10هزار نفر، سیل گرفتگی یک هزار و 843 خانه و ت یب 14خانه بر اثر بارش باران در چند ساعت گذشته در این کشور خبر دادند.

مپرس ...

باران که شدی مپرس ، این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدی ، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران ، تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست بر درگه او چون که بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست با سوره ی دل ، اگر خدارا خو حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست این بی دان ، خویش ، خدا می دانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست گر درک کنی خ

انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران

موضوع انشا: بوی خاک پس از بارش باران مقدمهباران یعنی بوی کاهگل خانه مادر بزرگ ، باران که می بارد بوی کاهگل به مشام می رسد و آدمی را مدهوش و افسونگر می کند این بوی خاک … بدنه کلیباران که میبارد همه خوشحال میشوند و من خوشحال تر. چون عاشق بوی باران هستم ، وقتی نم نم باران میبارد و بوی خاک در هوای لطیف بارانی پراکنده میشود چنان احساس ارامش میکنم که گویی دنیا مال من است. نفس های عمیق میکشم و زندگی را با تمام وجود حس میکنم. انگار تا قبل از باران مرده ب

قدم بزن

یک بار هم به یاد زمستان قدم بزن با دست دور شانه امان قدم بزن جا مانده ام ز بارش باران هر بهار با صوت سرخ بارش آبان قدم بزن سرد است شهر و سرد تر از آن تو می روی آتش بگیر ، همدم باران ، قدم بزن در هر صدای پای تو صد مرگ و زندگیست رحمی نکن به عشق و فراوان فدم بزن ای عشق من رها شو از این سوزش جگر با من بمان و در این خیابان قدم بزن سید نداشت برای تو تحفه ای دگر دستی بزن به دور شانه و با آن قدم بزن

ع | قورباغه خیس در ع روز نشنال جئوگرافیک

ع روز نشنال جئوگرافیک به تصویری از یک قورباغه اختصاص یافته است که بعد از بارش باران بر روی یک برگ قرار دارد و قطره های باران نیز بر بدنش نشسته‌اند.

عطر روضه

باران اردیبهشت عطر باران روضه هایت را می دهم دست خط

میلادِ باران....

دیوارِ درد قد کشید  تقویم خاطراتِ ورق خورده  شبهای دلتنگی را  لابلای حروفی غریب  در سکوتی ک هزاران حرفِ نگفته  در آستین پنهان داشت  به تعبیرِ خواب و بیداری های آشفته سپرد  میلاد باران ست  در فصلِ بیهودگی شبنم بر برگِ احساس لغزنده و معلق در چشمانی خیره به دور دست 

بارش باران و آبگر فتگی معابر م آباد +تصاویر

بارش باران امروز در م آباد موجب آبگرفتگی معابر شد.

مجموعه تلوزیونی آوای باران

آوای باران,مجموعه تلوزیونی آوای باران,ع های سریال آوای باران     آوای باران,مجموعه تلوزیونی آوای باران,ع های سریال آوای باران مجموعه تلوزیونی آوای باران آوای باران به کارگردانی حسین سهیلی زاده نام مجموعه تلوزیونی است که در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای برای شبکه سوم سینمای ایران ساخته شده است. . خلاصه داستان سریال آوای باران این پیرامون زندگی مردی به نام طاها ریاحی که تاجر داروست را روایت می‌کند که با بروز اتفاقاتی دگرگون شده و سرنوشت عجیبی برای او

210 : باران باران باران ...

می خواهم از تو بنویسم با نامت تکیه گاهی بسازم،برای پرچین های ش ته،برای درخت گیلاس یخ زده. از لبانت،که هلال ماه را شکل می دهند.از مژگانت،که به فریب ، سیاه به نظر می رسند... می خواهم انگشتانم رادر میان گیسوانت ب انم.برآمدگی گلویت را لمس نمایمهمان جایی که با نجوایی بی صدادل از لبانت فرمان نمی برد... می خواهم نامت را بیامیزمبا ستارگان؛با خون.تا درونت باشمنه در کنارت "می خواهم ناپدید شومهمچون قطره ای بارانکه در دریای شب گمشده است... " هالینا پوشویاتو

دلم ...

دلم بابونه و باران  دلم یک دشت بی پایان  دلم یک عشق با سامان دلم انگیزه می خواهد  دلم ذوقی به یک لبخند دلم پاییز ...! دلم یک کوچهٔ بارانی خلوت دلم باد و هوای سرد  دلم یک خواب می خواهد دلم شوقی به حد عشق  دلم پرواز می خواهد هوای خشک و بی باران  تمام روح من آزرده زین تکراربی سامان دلم ، دل کندن و رفتن  دلم امید می خواهد ...

مسجد در باران

بعدازظهر از شربت‌خانه‌اى در بازار زدیم بیرون و برخلاف آفتابى که تا یک ساعت پیش بى‌وقفه و تنه زده به تابستان مى‌ت د، آسمانِ بالا سرِ میدان ابرى بود و نم نم بارانش تبدیل شده بود به ریزش مدام و قطره‌هاى درشت. میدان از هر اردیبهشتى که دیده بودم زیباتر و دل‌فریب‌تر بود. از میانه‌ى میدان رو کردیم به سمت مسجد جامع عباسى و کمى بعد با رعد و برق و صداهاى آسمان پا گذاشته بودیم به پاکى زمینى که براى اولین بار مى‌دیدم. از باران پناه بردیم به شبستان جن

عشق و تنها عشق

عشقت درست شبیه بارانیست که اولْ بار بر سر کویری خشک و بی آب و علف بزند، چنان که از معجزه اش از دل کویر هم علف سر در آورد...  عشقت طراوتیست در قلبم، چنان که از شبنمش تمام وجودم پر از تازگی شده است... عشقت درست شبیه لطافت هوا بعد از اولین باران بهاریست... عشقت همه باران رحمت است،  بر سرم ببار...

تن...

از تن فاصله گرفتن سخت است. اما این روزها سپری شدن می خواهد!سعی ام بر آن است که به کودکی هایم برگردم. آن زمان که همه چیز از جنس خاک بود... بوی باران می داد.این روزها تا باران می باردثبت لذت از خود لذت مهم تر شده.حس هایم را نگه داشته ام برای شور دادن به زندگی و هیجانات... اما با نگاهی عاقلانه از بالا فقط به عبور آن ها نگاه می کنم.پ.نوقتی سبک می شوم، رغبت نوشتن کم می شود. اما می دانم از گذر آشفتگی هایی عبور کرده ام، که به تمام زندگی ام می ارزد.

cinnovex 140

بسم الله الرحمن الرحیم سلام به خوانندگان عزیزم - دفتر خاطرات دوران نوجوانی ام را باز میکنم و چند صفحه ای می خوانم. سالها را ورق میزنم، دوست دارم بدانم آن روزها به چه چیزهایی فکر می . میخواهم چند دقیقه ای دنیا را از دریچه نوجوانی ببینم. بعضی از خاطرات را میخوانم و چون دیوانگان می خندم. با بعضی تعجب و با بعضی اخم میکنم. " این روزها را بیشتر از همیشه دوست دارم چون احساس میکنم از همیشه به خداوند نزدیک ترم." این خط را میخوانم و لبخندی عریض بر لبانم می

باران بهاری در ۲۲ استان کشور طی ۳ روز آینده

سازمان هواشناسی کشور از گذر موج بارشی در کشور خبر داد و اعلام کرد که طی سه روز آینده باران بهاری و رگبار در برخی نقاط ۲۲ استان کشور می‌بارد.

رگبار و باران بهاری در ۲۲ استان کشور

سازمان هواشناسی کشور از گذر موج بارشی در کشور خبر داد و اعلام کرد که طی سه روز آینده باران بهاری و رگبار در برخی نقاط ۲۲ استان کشور می‌بارد.

زیباترین بهار...

پر انرژی و آرامش بخش... بهار یعنی؛ باران فراوان، جوشش نهرها و پر آب شدن رودخانه ها... بهار یعنی؛ نم نم باران و بوی طراوتی که دائما به مشام می رسد. بهار یعنی تازگی، نو شدن و حسّ شیرینِ زندگی و صفا...  «السَّلامُ عَلی رَبیعٍ الاَنام وَ نَضرة الأیّام»سلام بر «بهار مردم» و « ّمی دلها»... مهدی جان! تو «ابر بارنده، باران پیاپی و چشمه ی جوشان» هستی. هنگام ظهورت از کویرها و خشکی ها، سخنی نباید گفت؛ زیر قدمهایت همه چیز رنگ سرسبزی و تازگی دارد... سلام بر تو... (

باران عشق

قبل از خواب را کنار میزنم و بیرون را تماشا میکنم. انگار نه انگار همین دو ساعت پیش سیل باران بود که می آمد. زمین خشک خشک بود و آسمان صاف صاف، عاری از هرگونه گرفتگی.  با خودم میگویم کاش تو هم می آمدی و همینطور غم ها را با خود میبردی، انقدر که دیگر هیچ اثری از غم و غصه نماند و هرچه باشد همه شیرینی عشق باشد و لذت ناب با هم بودن. کاش تو می آمدی و با هم زیر باران عشق قدم میزدیم و دستانمان را بر فراز آسمان بلند میکردیم و یکصدا سرود عشق و مهربانی را از سوید

دلم نوشتن می خواهد مثل

افکار خشک شده دیگر نیمتونم حتی چند خط بنویسم اون موقع ها شده بود روزی چند صفحه مینوشتم ولی الان شده تایپ ....... پاک دوباره روز از نوع روزی از نوع دلم نوشتن دوباره میخواد از دنیای خا تری پیرامون (چون هیچ چیز سفید مطلق یا سیاه مطلق نیست) دلم نوشتن می خواهد از اون نوشتن بعد یک اثر هنری خوب مثل رج به رج قالی خوش رنگ زیبا دلم نوشتن می خواهد مثل اولین کلمه حرف زدن یک کودک دلم نوشتن می خواهد مثل اولین باران پاییزی دلم نوشتن می خواهد ...........

نم باران

باران که میبارد افسوسی نیست قابل تحمل است این بوی نمش است که بدجور آزارم میدهد بوی تو را میدهد.... #هوا بوی نم گرفته  دوباره دلم گرفته  صدای گریه ی بارون  توخیابون دم گرفته

سوال ی؟

" یک ابر اگر بخواد باران بباره واین ابر سرزمین مارو پرباران ه   این درختان و سرو بلند  و جنگلها و مراتع هست ابر رو وادار به  باران میکنه اگرگل نباشه درخت نباشه کویر باشه ابر نمیباره بارش این ابر با این گلها بود" (حالا تمس ها بماند که بعدا به زبان اوردن هرچند عادت کردین به این اهانت ها در طول 4 سال) از دوستان کویر نشین سوال دارم کویر بارون نمیاد شما چطوری زندگیتون رو میگذرونین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کتاب

 کتاب های موجود  اینجانب برای دوستداران شعر دشتستان :1- دشتستان در آینه ی شعر  2- از رنگ باستانی چشمانت3- در سایه سار سنگنشانی : برازجان . جنب یوم ورزشی . کتاب فروشی دشتستانبرازجان . میدان دژ .  پاساژ آهنگ کتاب فروشی رجاییکتاب های نایاب :1- گلبنگی 2- رها ز منّت باران3- ریشه های روز در انتظار مجوز برای چاپ :نام تو باران     

فلسفیدن با باران

بالا ه یک روزی در سالِ سی، در حالی‌که پنجره‌ای رو به باران اردیبهشتی گشوده است و تو داری ظرف‌های کثیف شب گذشته را می‌شویی، چیزی در تو رخ می‌دهد. چیزی از جنس باور. لبخندی در جانت شکل می‌گیرد و شعری نو زاییده می‌شود. تو خودت را قبول کرده‌ای. بالا ه. بعد از همهٔ سال‌های دیر و دورِ آشوب. تو باید همین شکلی باشی که هستی. تو باید همین شکلی باشی که تغییر می‌کنی.

اس ام اس کاریکلماتور

آن هایی که بلند فکر می کنندهیچ وقت کوتاه نمی آیند.•اس ام اس کاریکلماتورsms karikalamator•بعضی ها با نردبان قدرت،از دیوار حاشا بالا می روند.•اس ام اس کاریکلماتورsms karikalamator•قیافه ام پاییزی است،اما دلم بهاری•اس ام اس کاریکلماتورsms karikalamator •همه انسان ها شاعرند،چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.•اس ام اس کاریکلماتورsms karikalamator•در محضر عشق، شش دانگ دلش رابه نام معشوق سند زد.•اس ام اس کاریکلماتورsms karikalamator•بارش باران،رنگ سیاه شب را برد.•اس ام ا

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جمع آوری و نمایش محتوای مرتبط با عبارت باران های پاییزی به صورت هوشمند و خودکار و از منابع متعدد دریافت و نمایش داده میشوند. همچنین دسته بندی و طبقه بندی اطلاعات مرتبط با باران های پاییزی توسط روبات جستجوگر هوشمند انجام میگیرد.