حس عاشقی

حس عاشقی از بین هزاران مقاله و اطلاعات وب سایتهای وب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه اطلاعات دارای منبع میباشد لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت پرنسیا مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت حس عاشقی میباشد.



آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی

آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی با new emad talebzadeh – asheghi ( آهنگ جدید ۹۶ با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸) بزودی از آی آر موزیک … آهنگ عاشقی عماد طالب زادهبرای آهنگ های عماد طالب زاده کلیک کنیدبرچسب ها asheghi new emad talebzadeh emad talebzadeh asheghi آهنگ جدید عماد طالب زاده آهنگ شاد آهنگ شاد جدید آهنگ شاد قدیمی آی آر موزیک آهنگ آهنگ جدید آهنگ شاد آهنگ عاشقی آهنگ غمگین آهنگ های عماد طالب زاده عاشقی عماد طالب زاده عماد طالب زاده آهنگ عاشقی عماد طالب زاده عاشقی کد پیشواز آهنگ عا

بذر عاشقی

آنقدر بذر عاشقی بر دل پاشیدمکه چشمانم سبز شدند و دستانم گل دادندحالادرانتظار استقلبی که برایت گلستان شده الناز عظیمی

انار دل لیلی.. : رتبه ی اول عاشقی..

  میدونستی مثل انارهای شهر ات  رتبه ی اول هستی..   رتبه ی اول عاشقی..  انار دل لیلی.. :)  

در هوا گویی خدا، یاد تو را پاشیده است

چشم من از درد تو، هر لحظه اش باریده استاینچنین داغی به دل، هرگز دلی نادیده استدر نبرد عاشقی، وقتی غمت سر می زنداین دلم تنها دلم، در عاشقی بازنده استهر چه کوشش می کنم، تا دل فراموشت کندبا هجوم خاطره، این سعی من بیهوده استبس که این اردیبهشت، عطر تو دارد با خودشدر هوا گویی خدا، یاد تو را پاشیده استعشق بودی نازنین، این را یقین دارد دلمبعد از آن هجران تو، این را دلم فهمیده استمحمدصادق رزمی

بانوی تمام عیار عاشقی...

  خواهر عاشق حسین علیه السلام... ای بانوی تمام عیار _ راه عشق به خداوند که شما را در راه عشق شناختم.. به خداوند که شما با عاشقان هر لحظه خواهری میکنی.. ای بانوی تمام عیار_ عاشقی شما ی بودی که در روزهای سخت عاشقی ، قلب های ما را دعا کردی.. شما ی بودی که در روزهای بی قراری عاشقی ، قلب های ما را صبوری آموختی.. شما ی بودی که در روزهای تصمیم برای فدا شدن برای شما ، عشق را بخشیدی به من_ حقیر حقیر حقیر حالا میخواهم بگویم که عشق و من ، زندگیم و من ، قلبم و من ، ه

آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی

آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی با کیفیت اصلی new  by emad talebzadeh | asheghi آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی asheghi , emad talebzadeh ,  آهنگ جدید عماد طالب زاده ,  آهنگ عاشقی از عماد طالب زاده , آهنگ عاشقی عماد طالب زاده ,  آهنگ عماد طالب زاده عاشقی ,  آهنگهای عماد طالب زاده ,عاشقی , عماد طالب زاده , متن آهنگ عاشقی از عماد طالب زاده

آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی

آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقی با کیفیت اصلی new  by emad talebzadeh | asheghi آهنگ جدید عماد طالب زاده بنام عاشقیasheghi , emad talebzadeh ,  آهنگ جدید عماد طالب زاده ,  آهنگ عاشقی از عماد طالب زاده , آهنگ عاشقی عماد طالب زاده ,  آهنگ عماد طالب زاده عاشقی ,  آهنگهای عماد طالب زاده ,عاشقی , عماد طالب زاده , متن آهنگ عاشقی از عماد طالب زاده

دست منو بگیر ؛ حالم جهنمه ۳

تپیدن سوختن درخاک و خون غلطیدن و مردن بحمدالله که درد عاشقی تدبیرها دارد…! 

اول دو

مراقب شمعدانی هایت باش اردیبهشت ماه عاشقی های بی ملاحظه است... + ع نوشت: امروز، بهشت کویر

ترانه های غم انگیز سرزمین مادری

می گوید: عاشقی برای فقرا بد دردیست، انگار که مزرعه شیب دار باشد و گندم ها کوتاه و داس هم کُند.

و خداوند بر بندگانش منّت نهاد ...

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی         عشق محمد بس است و آل محمد

اردی بهشت

مراقب شمعدانی هایت باش , اردیبهشت, ماه عاشقی های بی ملاحظه است! ...

چای عشق

می‌چسبد در این بهار کنارِ این شکوفه‌ها کنارِ باران‌های بی قرار و ناگهانی یک فنجان چای بهار نارنج که کنارش آدمی از جنس عطرِ عاشقی نشسته باشد ...  

به تاریخ دومین سال هوایی شدنمان

نه که نَقل چشم و ابروت باشد یا قد و قامتت، یا آن شمایل اصل لبنانی؛ ما از آن‌هاش نیستیم حاجی! نقل اصل و رگ و ریشه‌ات هم نیست؛ چون همه ما از یک نَفَس برآمده‌ایم. حتی این صحبت‌های قرتی‌بازی نیست که از بی‌ ام وه(!) و امتیاز آقازادگی گذشتی و رد شدی و‌ رفتی! چون اولا بی ام وه(!) ته‌ش یکی‌دو مدل به قاطر شرف دارد، دوما شما از آن آقازاده‌ها نبودی، از آن یکی ورژن آقازاده‌ها بودی؛ بگذریم از اینکه آقازاده و ‌زاده و معلم‌زاده و نویسنده‌زاده و شاعرزاده

ماهی قرمز

آنگاه که می بوسیدمتو دستانم انحنای تن استخوانیت را لمس می کرد در اوج بده بستان های عاشقی از درونت از راه دهانت ماهیِ قرمزی  با آب و تاب فراوان لغزید و داخل دهانم چرخید من دستپاچه بودم که قورتش دادم. حال شبیه خوره به جانم افتاده است از درون مرا ذره ذره هیچ می کند تو بگو کی؟ کجا؟ یکبار دیگر می بینمت...؟ ماهی دلش تَنگِ تُنگ استخوانی توست.

چرا خوان ها تکثیر نمی شوند؟

چون بی ها از خوان هایی که اهل محبت نیستند، خوششان نمی آید لذا جذب نمی شوند. ضعفای جامعه باید دینداران اهل محبت را ببینند تا دلشان برای دینداری برود / ی حق ندارد به سادگی اسم خودش را حزب اللهی بگذارد؛ عاشقی از لوازم حزب اللهی بودن است.

اه ای دل مغموم

شهر ما پرشده از نوجون هایی که مرگ و فقط تو رو مه ها دیدن  شهر ما پرشده از نوجوون های عاشقی که عشقو فقط تو رمانا خوندن شهر ما پر شده از خالی ها ........................................... خیلی غم انگیزه میری تو اینستا و تلگرام پر شده از پستای به اصطلاح ش ت عشقی و دستایی که رد تیغ روش حس خودنمایی میکنه  و بدتراز همه اینه که اسم عشق این وسط داره لگد مال میشه  همه نوشته ها پر شده از اونی که رفت و منی که موندم  و همه چی اینقدر قاطی شده که نمیدونم چ بگم  پ ن : متن ها و همه چی

خدایا قسم به ...

خداوندا ... قسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست. قسم به لحظه ای که مرا می فروشند و جز تو یداری نیست. قسم به لحظه ای که تنهایم می گذارند و جز تو همراهی نیست. قسم به لحظه ای که دوستم ندارند و عاشقی جز تو نیست من دوستت دارم ... بارالها ، مرهم من باش ،   یدارم باش ، یارم باش ،  عاشقم باش . که ی جز تو دلسوزم نیست ...

جمال محمد

روشن جهان به نورجمال محمداست/اخلاق انبیاء نگر ازخصال محمد است/درکوی عاشقی همه تسلیم مصطفی/ هربنده اسوه اش فقط کمال محمد است/لطفی ز سوی حق رسد برکل مسلمین/باغ بهشت فرش ره بلال محمد است/شدهمزمان تولدش بامحو شرک وبت/صادق زنسل پاک وزلال محمد است/عیدی شیعیان او دردست مهدی است/تاروز حلالش حلال محمد است/

عادت عاشقی ...

وای بر آن روزی که چیزی حتی عشق ، عادت مان شود . عادت ، همه‌ چیز را ویران می‌کند ؛ از جمله عظمت دوست داشتن را ، تفکر خلاق را ، عاطفه جوشان را ... عاشق کم است ، سخن عاشقانه فراوان . روزگاری‌ست چه بد . که دیگر کلام عاشقانه ، دلیل عشق نیست و آواز عاشقانه‌ خواندن ، دلیلِ عاشق بودن ... نادر ابراهیمی

(بدون عنوان)

سلام مونسم امشب یه حس تلخ ِجدید رو تجربه . داشتم پیامهای این خونه رو می خوندم. چقدر سرد و یخ بود گفتگوی یکنفره و یکطرفه میدونی آ ین باری که یه جمله بهم جواب دادی کی بوده؟ ۲۹ فروردین و این یعنی من چه عاشق دیوانه ای هستم که گاهی برای خودم در یک مسیر یکطرفه ی عشق ورزی، تکنفره عشق بازی میکنم  این یعنی دیوانگی یعنی جنون یعنی عاشقی

هیاهو می کنم

 کلیک برای وبلاگ اصلی"علی میرزائی سراینده ی یاس سفید" دوستان در جمع اگر گاهی هیاهو می کنم شکوه ها در خانه از خود سر به زانو می کنم دل به مویی بسته ام دل  خود به مویی بسته است مو به مو نزد شما گر شکوه از او می کنم در سحر گاه حیاتم چون جراغ صبحدم بی جهت این جا و آن جا دست خود رو می کنم عاشقی گویند پیران را جوانتر می کند یاس خوش بوی سفیدی را گهی بو می کنم در نهایت رفته از دستم و حاصل سوخته من خا ترم را آب و جارو می کنم بندگی هر گز ن سفله ها را ای(رها) عاشق

وضوی نور

روزهای می بایدوضوی نورکرد/نا امیدی وهوس رااز دل خوددورکرد/رفت در کوی محبت بانشان عاشقی/قلب خود را یادمان حجت مستورکرد/پاکی وآماده بودن شرط وصل دلبراست/میشود که خویش را درکوی او مجبورکرد/درکمندعشق بازی یوسف زهران ت/مثل موسی هردلی را راهی درطورکرد/نائب فرزانه او مژده وصلش دهد/میشود که راازعشق او پرشورکرد/زدبه قلب دشمنانش مثل عباس وعلی/دردفاع از ولایت چشم فتنه کور کرد/کاش یک بیاید که ظهورش رخ دهد/این جهان را پاک از ظلم وریا و زور کرد/

تو عشق بی نظیر

تو دلیل فهم ناتوانی کلماتی دلیلی بزرگ و زیبا برای آنکه بدانم چقدر واژه ها اندک و چه بزرگ، توان من از بیان زیبایی ات کوچک.. با تو احساس می کنم ادبیات جاری در زبان شعر چقدر ناتوان است از بیان زیبایی های تو و گفتن و تصویر نگی ات.. تو عشقی بی نظیر و شعر من چون عاشقی که دست و پایش را گم کرده است نمی داند چگونه تورا بگوید.. تو شهری بزرگ که در آن زاده شده ام و در آن خواهم زیست تا ابدیت هر زمان تو لحظه ای باشکوه در تمام دوران ها و من شاعری که دست و پایش را مدا

یار خیالی

برای وبلاگ اصلی(یاس سفید سروده ی علی میر زائی) کلیک کنید گر سیه چشمی مرا غم خوار باشد بهتر است راه عشق او کمی هموار باشد بهتر است گاه گاهی بگذرد از کوچه ی ما بی خبر با خبر از ما و شام تار باشد بهتر است عمر من بگذشت این فرصت نشد حاصل مرا درد اما از پری رخسار باشد بهتر است از سیه چشمی به دل یاری خیالی ساختم عشق او پنهان و از اسرار باشد بهتر است بهر شعر ناب گفتن در خزان عاشقی گر دلی بیمار از دلدار باشد بهتر است ای (رها) بگذشت بر ما نیک و بد اما چه غم تا

گذر اردیبهشت

از نیمه‌های شب گذشته بود. باااز تو از کوچه ما گذشتی... نیمه شبی که انگار سال‌های سال طول کشیده است. از آن اندک زمان‌های خوبی که تمامی ندارد. نیمه شب‌هایی که با شوق شنیدن موسیقی دلنشین خودش را پر رنگ لابلای پیچ و خم مغزت جای میدهد، جایی همیشگی. شعر من! در این شب سیاه برایت از سپیده میخواند...  نیمه شب‌هایی به رنگ سیاهی مطلق. سیاهی مطلق پر امید. بارانی و من ابری در بهار... در آن تاریکی خیره کننده‌ی آرام بخش، خوب به یاد دارم، که روح بزرگ شب به تماشا

آغاز زندگی

هــنـوز در مَـــن کــوچــه‌هایی است که با " تـــــــــو " نگشته‌ام ســفـرهــایی است که با " تـــــــــو " نــرفـته‌ام روزهــــــایــی است که با " تـــــــــو " آرام نیافته‌ام عاشقانه‌هایی است که با " تـــــــــو " نگفته‌ام می‌بینی چــقـدر بـــــــــــا " تـــــــــو " کـار دارم بــــا مـــن بمان .. هرچند از با هم بودنمان سال‌هاست که می‌گذرد ولی احساس میکنم در ابتدای راه عاشقی هستم پس کماکان با من بمان ...   سالگرد ازدواجمان مبارک

برو بریم که ...

احتمالاً این جوک معروف و قدیمی رو شنیدین: معلم می بینه یکی از شاگرداش به اسم قلی هر روز پای چشمش کبوده. یه روز ازش می پرسه: قلی. چرا همیشه پای یک چشمت کبوده؟ قلی هم میگه : آقا اجازه. هرشب قبل از خاموش شدن چراغای خونه، بابام میاد بالا سرم و می پرسه قلی خو دی؟! منم میگم نع!! اونم یه مشت می کوبه پای چشمم! و میگه بگیر بخواب ! معلم که قضیه رو فهمیده بود از باب دلسوزی به بچه گفت: امشب که بابات پرسید خودت رو بزن به خواب. اصلا هم جوابشو نده فردا صبح می بینه پای

مرگ عشق ...

تا ناکُجای دنیا راهم ز یار دور است  رفتن ثمر ندارد .. این راه بی عـُبور است ! . راهی که ره ندارد بر هیــچ سمت وُ سویی راهی بدون ِ جادّه ..حتـّی بدون ِ نور است ! . در جستجوی عشقم پای ِ رفتم راهی که انتهایش دانم درون ِ گور است ! . هم راه بسته بر من .. هم من بُریده از راه ... اسباب ِ مرگِ این عشق انگار جُفت وُ جور است ! . دنیا ندید بر من یکروز عاشقی را  عشق ِ مرا نظر کرد .. دنیا چه چشمْ شور است ! . با اینکه وصل ِ این عشق ناممکن وُ مَحال است  قلبم به پایَـش امّا میسو

عاشق بزدل

میدانی؟ عاشق بزدل عشق را هم لجن مال میکند...بعضی ادم ها میترسند از بدست آوردن زندگی کنار هم...شروع میکنند به تنهایی طی ، عاشقی میکنند، یکی را که بدست آوردند، آن وقت موعد رها شان میشود، موعد رها عشقشان در چاهی که صدایش شنیده نشود...چاهی از احساسات فروخورده و حرف هایی که در گلو بغض میشوند...ان وقت است که نمیفهمند که یکی زندگی اش را از دست داد به خاطر ان که یکی دیگر نخواست زندگیش را کنار آن یکی به خاطر ترسش بدست آورد...آدم ها گاهی در حق هم بد میکنند...  

فردیت عشق

یک جایی نمیدانم از کدام نویسنده خواندم که "پرهیز  از نگاه به ی که شوق دیدارش کلافه ات کرده بود تنها معنیش یک چیز است، عاشق شده ای." داشتم با خودم فکر می عاشقی چه علایم دیگری دارد؟ داشتم با خودم بررسی می از کلافگی، شب بیداری هایی که شاعران به وفور در اشعارشان می آورند هم که بگذریم،  از تلاش برای جلب نظر معشوق و نرنجاندنش و هرکاری برای حال خوبش هم که بگذریم، اصلا عشق فردیت هم دارد؟! با خودم فکر که آدم ها باید متوهم باشند که قبل از آنکه خودشان را د

شعر برای شهید کربلا

برای مولود محبوب سوم شعبان عبدالله الحسین علیه السلام❤️ کشته دشت بلا  عشق من است زندگی معناش با او بودن است فکر می فقط من عاشقم عاشقی دل خون ولی نالایقم دیدم اما یک جهان بی تاب اوست ابر های آسمان بی تاب اوست قلب های مادران بی تاب اوست گریه های ک ن بی تاب اوست این زمین در هر زمان بی تاب اوست عالمی بی تاب نام ناب اوست لیلی مجنون ترانی از من است کعبه ی دل خون ترانی از من است من کی ام ؟یک نقطه ریز سیاه توی طومار عزاداران شاه این چه عشقی در دل خلق خدا

دوست داشتن!

دوست داشتن درست مثل نانیست که از تنور در آمده، تا داغ و تازه است لذت بخش است، دوست داشتن درست مثل آش رشته داغ در زیر اولین باران زمستانی در هوای سرد است، که اگر سرد شده باشد، که اگر از تب و تاب افتد دیگر بیانش بی فایده است... دوست داشتن را اگر به وقتش ابراز نکرد، اگر از تب و تاب افتاد، باز گفتنش یک بی تفاوتی را متفاوت نمیکند. انکارناپذیر است که همه آدم های این کره خاکی به دوست داشتن معتادند که اگر نبودند این همه "عشق" در این دنیا زاده نمیشد... راستش

به احترام طبیعت به تو فکر ن دگر...

ب به خودم قول دادم قول دادم نبینمش قول دادم نبینمش که بهم نریزم دیوونه نشم هزار بار با خودم گفتم دوستش ندارم،فردا نمیرم که ببینمش که بهم بریزم تا یه جایی موندم پای قولم اما بعدش نه به قول آنا الدا توی کتاب من او را دوست داشتم چقدر باید بگذرد تا ادم بوی تن ی را که دوست دارد از یاد ببرد؟ وقتی میدونستم علی الحساب آ ین باریه که می بینمش و حدودا دو ماه دیگه واقعا میشه آ ین باری که می بینمش وقتی میدونستم و خواستم که همه مسیری رو که با هانیه و زینب و مه

ارزش

هر چیزی قیمتی داره . شما برای یدن یک کیلو گوجه پول یک کیلو طلا رو پرداخت نمی کنید. برع برای یدن طلا هم پول یک کیلو گوجه رو پرداخت نمی کنید . چون هر چیزی قیمتی داره و بشر بر حسب استفاده و کمیاب بودن و نوع جنس و حالا چندین ویژگی تونسته روش قیمتی قرار بده تا در بازار به فروش بره و داد و ستد بشه . احساسات هم هزینه است . اتفاقا ارزشش از پول خیلی بیشتره . یادمون نره که احساساتمون رو درست ج کنیم و برای ی ج کنیم که ارزشش رو داشته باشه. فقط از عشق و عاشقی نمی گ

آرزوی مرگ

آرزو دارم که مرگت را ببینمبر مزارت دسته های گل بچینمآرزو دارم ببینم پر گناهیمرده ای در دوزخی و رو سیاهیجای اینکه عاشق زار تو باشمآرزو دارم عزا دار تو باشمبهتر از هر عاشقی نازت کشیدمدر عوض نامردمی ها از تو دیدمهر کجایی راه خوش بختی نی راحت و بی دغدغه هرگز نخو هر کجایی آب خوش هرگز ننوشییا لباس عافیت هرگز نپوشیجای اینکه عاشق زار تو باشمآرزو دارم عزا دار تو باشمای چپاول گر تو ای وحشی تر از ببروحشیانه هم بمیری گر کنی صبرعاشقم کردی و رفتی از کنارم

جزیره - سیاوش قمیشی

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرمیه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجهایه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا.تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتیزیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شدتا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو  ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه.اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتیرفتی با قایق ع

ولادت حضرت علی علیهالسلام و روز پدر گرامی باد

ِ همه دنیا،ساقی جام کوثر  خوش آمدی یا مولا،علی علی یا حیدر نور هُدا،شیر خدا،خوش آمدی مولا علی علی،یا َ المتّقین علی علی،یا ولیَ المُسلمین علی علی،یا َ المؤمنین یا حیدر یا حیدر یا مولا... ای پدر بوی شقایق می دهی عاشقی را یاد عاشق می دهی با تو سبزم ،گل بهارم ، ای پدر  هر چه دارم از تو دارم ای پدر روز پدر را کمی آرام تر تبریک بگوییم ، شاید ی پدر نداشته باشد ...

معرفی کتاب خورشید تیسفون

عنوان:خورشید تیسفون نویسنده:ابراهیم زمانی آشتیانی انتشارات:دنیای کتاب سال نشر:1370 یک داستان عشقی رزمی ساخته شده بر مبنای تاریخ . داستان در زمان شاپور شاه بزرگ ساسانی جریان داره . زمانی که رومی ها می خواهند به ایران حمله کنند از یک طرف دارند سعی می کنند با ارمنستان که دوست صمیمی ایران هست ساخت و پاختی داشته باشند و از طرف دیگه در حال شوراندن اعراب نیز هستند . حالا توی ارمنستان مهرنوش و برانوش زیبا را داریم که نیمه ایرانی و عاشق ایرانند و توی اع

با شاعران -جوانی

سعدی: دریغ روز جوانی و عهد برنایی نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی رهی معیری: بگذشت چون نسیم بهاری جوانی ام طی شد چو عمر لاله و گل زندگانی ام فرخی سیستانی: خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی خوشا با  پریچهرگان  زندگانی صائب تبریزی: من از نسیان پیری دل به این خوش می کنم صائب که بیرون می برد از خاطرم یاد جوانی را کلیم کاشانی: به گرد میکده ها گردم و نمی یابم از آن که در ساغر جوانی بود ایرج میرزا: یاد ایّام جوانی جگرم خون می کرد خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد اسم

نازنینم

داشتم ترجمه می طبق معمول وسطش پنچر شدم و پس سرمو خاروندمو چشامو خمار و نق زدمو... پاشدم بستنی اوردمو زدم زیر آواز بعد دیدم خونه ته ظهر قشنگیه سیمین غانم می چسبه. خلاصه رفتم فولدر ایرانی قدیمی ها رو باز و گوش دادم و خوندم که یهو یه ترک دیدم اسمش نازنینم بود. میخونه:نمی دونم نازنینم که کدوم حرف تو رو آزرد، یا کدوم ترانه ی من تو رو مثل گلی پژمرد، نمی دونم نمی دونم که چی گفتم تو شنیدی، چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی...اگه روزی تو نباشی بین ما

شیدا

"یه شب جایی مهمان بودیم، لطفی همون بیات اصفهانو زد، البته وقتی یه کارو یه بار دیگه می‌زنن یه جور دیگه میشه. اون شب من بهش گفتم: آقای لطفی! چه مرگته این‌طوری ساز زدی؟! ساز خیلی عجیبیه… اصلاً مثل اینکه یه آدمی نشسته و داره بی‌اراده دردل می‌کنه. وقتی نوار تموم میشه میگه ببخشید؛ یعنی ببخشید که جلوی شما خودمو و دردهامو گفتم. یعنی با خودش نبوده وقتی این سازو می‌زده. مثل اینکه ی از احوال خودش، درد خودش، عاشقی خودش چیزهایی گفته باشه بدون اینکه متوج

مراقب عشقتان باشید

مسوولیتی بر دوش تمام عاشقان دنیا هست و آن هم مسوولیت دوست داشتن است، درست وقتی که یکی به خاطر دیگری احساس میکند دیگر تنهایی بی معناست و در میان تک تک تصمیمات و افکارش یکی حضورش پیدا میکند. شاید که از خودخواهی آدم ها، شاید هم کمی از منیتشان کم میشود که اینطور به خاطر یکی دیگر خودشان را به قول شازده کوچولو نسبت به گلشان مسوول میدانند. اما چیزیست فراتر از این مسوولیت و آن هم نامش مراقبت از عشق است.. مثل گلی که تازه درون گلدان کاشته شده باشد و اگر ب

ستایش ( مرحوم مرتضی پاشایی)

دوباره نم نم بارون صدای شرشر ناودون دل بازم بی قراره دوباره رنگ چشاتو خیال عاشقی باتو این دل آروم نداره نداره نداره شبامو خواب نوازش ، دوباره هق هق و بالش گریه یعنی ستایش ستایش تو و چشمات ، دلم هنوز تورو میخواد دل بازم پر زده واسه عطر نفس هات اتاقم عطر تو داره ،  دلم گرفته دوباره کار من انتظاره یه ع و درد دلامو ، میریزه اشک چشامو غم تمومی نداره نداره نداره صدای باد و کوچه ، داره تو خونه می پیچه قلبم آروم نمیشه بغل گرفتمت انگار ،  دوباره خوابه و

از کجا معلوم؟

 ما را چو ز عشق میشود راست مزاج   عشق است طبیب ما و داروی علاج #مولانا دردی که آدمی را نکشد قوی ترش میکند، استدلالیست که هربار که با سختی روبرو میشوی باید بر سر زبانت باشد... داشت برایم تعریف میکرد در عشقش چه ها کرده و چه ها نکرده و اما دست آ فهمیده گرفتار یک احساس یک طرفه بوده  وبس...داشت میگفت نه به بی احساسی رسیده و نه کلافگی و نه آن که بخواهد قید رابطه و احساساتش را بزند و رابطه سمی را ترکش کند، انگار به سمش آلوده شده باشد...میخواست تا ته مسیر

چه خوب که باز تو با من همزبونی ...

رسیدی با سِـلاح ِ گرم ِ احساس .. دل ِ سَـرسَخـتمو مغلوب کردی زدی تیر ِ محبـّت رو به قلبم .. خودت رو پیـش ِ من محبوب کردی . دوباره زنده شد احساسم انگار .. تو در من عـشق رو بیدار کردی کویـر ِ خشکِ قلب وُ باورم رو رسیدی با دلِت گـُ ار کردی . برام از عـشق گفتی .. از قـشنگیش .. تنم لرزید وُ قلبم زیر وُ رو شد نگاهم با همه بدبینیا با جهانی تازه انگار روبرو شد . تـویی حالا برام تـنها بهانه برای گـفتن ِ شعـر از قشنگی رسیدی وُ درونم پـُر شد از عشق .. شـُدم باز غـرق

همین است زندگی

به میز تکیه دادم و دستامو به بازی گرفتم . در همین حین گفتم : _عاشقش بودم.الان دیگه نمی دونم چه حسی نسبت بهش دارم.شاید دوست داشتن،شاید دلتنگی،شاید نگرانی و یا شاید ... سرمو پایین می ندازم و ادامه میدم : _ بی تفاوتی ... گفت:مطمعنی براش جایگزینی انتخاب نکردی؟آخه خصلت ما آدما همینه ... بعد از اینکه طرف میره ، یا تو تنهایی هامون باهاشیم یا میریم طرف اون ی که ما رو یاد اون میندازه ؛ بعدشم که با اون و لحظه های گذشته خاطره بازی می کنیم ! از آینده و اتفاقات پیش

تفاوت دل و عقل

کار دل عاشق شدنه،ولی کار عقل نشون دادن واقعیت و دو دو تا چهار تا ه.در برخورد با عشق و عاشقی قلب تمایل به بزرگ نمایی خوبی ها داره.قلب فقط خوبی ها رو میبینه،ولی عقل بدی ها رو میبینه.چون عقل بدی ها رو بدون بزرگ نمایی عین واقعیت نشون میده،پس تحت تاثیر بزرگ نمایی قلب قرار میگیره در اوایل رابطه و بدی ها نه اینکه دیده نشه!دیده میشه،ولی بهایی بهش داده نمیشه توسط فرد.چون در سایه دل گم شده.اما بعد از مدتی که گذشت و بزرگنمایی دل خو د،تازه خوبی هایی که قلب

آهنگ تیتراژ سریال علی البدل از حجت اشرف زاده

آهنگ تیتراژ سریال علی البدل از حجت اشرف زاده     آهنگ تیتراژ سریال علی البدل از حجت اشرف زاده آهنگ تیتراژ سریال علی البدل از حجت اشرف زاده همینک درسال جدید تیراژ پایانی سریال علی البدل در نوروز 96 از حجت اشرف زاده با متن آهنگ کنید… ترانه سرا : اهورا ایمان / موسیقی : آریا عظیمی نژاد newsong by : hojat ashrafzadeh – alal badal with text on saba- متن آهنگ علی البدل حجت اشرف زاده خدا کنه بارون بزنه به دشت و کوهستون بزنهبه چشمای گریون بزنه که آسمون خندونهدلم که از غم خونه دل

خوب . بد .( 2 )

درود  در مورخ 18 /شهریور قسمت 1 را نوشتم حالا بقیه: اقای جراح 7 میلیون تومان پول نقد را گرفت گفت چندین جلسه باید شیمی درمانی انجام بدهی .اولین جلسه بیا ، یک میلیون هم  بیاورید. خواهر مریض میگوید آقای یک ملیونزیاد نیست  چند جلسه می خواد . معلوم نیست دقیقا بعد از جلسه اولمی گویم .سر قرار جلسه اول می رود با همشیر ه اش زمانی طو ل می کشد. مریض   خواهرش ناراحت  بر مگردنند به منزل . به آشنا و دوست و همسایه که احوال مریض را جویا می شوند .جریان مبلغ را می گوی

فرآیند جمع آوری و نمایش محتوای مرتبط با عبارت حس عاشقی به صورت هوشمند و خودکار و از منابع متعدد دریافت و نمایش داده میشوند. همچنین دسته بندی و طبقه بندی اطلاعات مرتبط با حس عاشقی توسط روبات جستجوگر هوشمند انجام میگیرد.