سکانس های نه

سکانس های نه از بین هزاران مقاله و اطلاعات وب سایتهای وب فارسی جستجو شده و نتیجه آن به نمایش درآمده است. کلیه اطلاعات دارای منبع میباشد لذا با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک و با عنایت به اینکه وب سایت پرنسیا مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق مولفان در قانون فوق و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور بر عهده منبع اطلاعات نمایش داده شده مرتبط با عبارت سکانس های نه میباشد.



و باز سوتفاهم

دنیا رو سرم اب شدوقتیوقتی...وقتی که فهمیدم که از نوشته هام برداشت دیگه ای شده..سکانس اول:من در کل بدون هیچ قصد قرضی اونارو نوشتمهم نوشته هام از یه نواختی دربیادهم  تخلیه اعص کرده باشمسکانس دوم:ما آدما یه سری حرمتایی داریم و باید رعایتشون کنیم وگرنه  بدجوردلخوری به وجود میاره!سکانس سوم:فرارسیدن ماه محرمایام سوگواری و شهادت  رو به جمیع حسینی های جهان تسلیت عرض میکنمپی نوشت:این وبلاک به مدت دوماه آپ نخواهد شدخدانگهدار.

بهترین سکانس ناردون + کامل

بهترین سکانس ناردون + کامل بهترین سکانس ناردون + کامل بهترین سکانس ناردون + کامل , لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 360p |

بهترین سکانس پرونده هاوانا + کامل

بهترین سکانس پرونده هاوانا + کامل بهترین سکانس پرونده هاوانا + کامل بهترین سکانس پرونده هاوانا + کامل , لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 360p |

بهترین سکانس ناردون + کامل

کول کامل ناردون : https://goo.gl/mxgvis بهترین سکانس ناردون + کامل ناردون,امین حیایی ,لیلا اوتادی , کول لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | کیفیت 576p |

ساختمان پلاستیکی و قهرمانان سوخته

سکانس اول - ساختمون! ساختمون آتیش گرفته! نه، هنوز گسترش پیدا نکرده... مدارک؟ پولا؟ وای! عجله کن، قبل از این که اونا هم بسوزن باید درِشون بیاریم! دِ بدو لعنتی! سکانس دوم - ممد! گوشی من کیفیت نداره که! گوشیتو بده خب. حیفه نگیریم. سکانس سوم - تو رو خدا بکشید کنار! راه رو باز کنید! شما رو به حضرت عباس... سد راه نشید! ماشین آتش نشانی اونجاست... پشت جمعیت گیر ... سکانس چهارم [ماشین های آتش نشانی به هر زحمتی می رسند. نردبان ها بلند می شوند. آتش نشان ها عملیات را ش

سکانس خنده دار باحال مجموعه دورهمی مهران مدیری (8-31)!

عسل به کانال پرشین تیوب https://telegram.me/youtube4iranian بپیوندید! سکانس فوق العاده خنده دار و باحال مجموعه دورهمی مهران مدیری (قسمت 31 پارت 8)! apلینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p |

سکانس پایانی بزرگره گمشده (+16)

آنونس بزرگراه گمشده از غامض ترین و مرموزترین آثار دیوید لینچ است که خیلی ها آن را ملهم از رمان بوف کور صادق هدایت می دانند. توجه: انی که به دیدن صحنلینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | کیفیت 640p |

لگو کاپیتان امریکا جنگ داخلی سکانس اول لایک و نظر بدین

lego avengers پوکیدم تا ساختمش لگو کاپیتان امریکا جنگ داخلی سکانس اول لایک و نظر بدین . , lego avengersلینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p |

حباب های من

سکانس اول:  وقتی مباحث سنگین فلاسفه و حکما و عرفای رو میخونم و متوجه میشم چی میگن... پی به لطایف حرفاشون میبرم و مبتهج میشم... ناخودآگاه گویی خیلی نامحسوس، احسنتی به خودم میگم بابت این فهمیدنها... و البته به ظاهر شکر خدا هم میکنم بابت دادن این فهم ها... سکانس دوم:  خسته از سرکار میام خونه و همسرم میگه ید داریم... باهاش میرم ید... و خسته تر میرسیم خونه... مثل همیشه خواب بچه به عهده منه... بچه هم که توی ماشین خو ده بود حالا خواب از سرش پریده...بعد از نیم ساع

/ سکانس فاجعه 17شهریور در سریال "معمای شاه"

برای اولین بار رویداد بزرگ هفده شهریور و خونین در سریال معمای شاه بازسازی شد.  در قسمت هشتاد و پنجم سریال تاریخی «معمای شاه» طرح قطعنامه تشکیل ایران مورد توجه قرار گرفت.   همچنین برای اولین بار رویداد بزرگ هفده شهریور و خونین در سریال معمای شاه بازسازی شد: مشاهده

خنده دارترین سکانس مستربین(ته ته خنده)

نفیسه خاتون دنبال کنید حتما دنبال میشید :) aparat.com/nafisjoon کانال نفیسه خاتون-مستربین مستربین-کلیپ طنز خنده دار دابسمش جدید ایرانی فوق العاده خندهلینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p |

/ سکانس فاجعه 17شهریور در سریال "معمای شاه"

برای اولین بار رویداد بزرگ هفده شهریور و خونین در سریال معمای شاه بازسازی شد.  در قسمت هشتاد و پنجم سریال تاریخی «معمای شاه» طرح قطعنامه تشکیل ایران مورد توجه قرار گرفت.   همچنین برای اولین بار رویداد بزرگ هفده شهریور و خونین در سریال معمای شاه بازسازی شد:مشاهده

/ سکانس فاجعه 17شهریور در سریال "معمای شاه"

برای اولین بار رویداد بزرگ هفده شهریور و خونین در سریال معمای شاه بازسازی شد.  در قسمت هشتاد و پنجم سریال تاریخی «معمای شاه» طرح قطعنامه تشکیل ایران مورد توجه قرار گرفت.   همچنین برای اولین بار رویداد بزرگ هفده شهریور و خونین در سریال معمای شاه بازسازی شد: مشاهده

بی سکانس

الان که نشتسم تو اتاقم فقط ی شام   مونده تا این که چشمم بیفته به حرم ارباب...قبة الحسین.....

سکانس یک تا چهاردهم...

سکانس اول (محرم ) مامان:  مریم خانوم چند تا مداحی خوشگل پیدا کن برای محرم صفری که گوش کنیم ...  در حال سرچ برای محرم و صفری  و مداحی هایی که دونه به دونه برای کربلا می خونند... وقتی خبر نداری دو دقیقه بعدش چه می شود ...مثلا سرمسائل معنوی اصلا جلوی دیگران گریه نمی کنی ولی وقتی به خودت میایی میبینی با شنیدن این مداحی جلوی مامانت آن قدر اشک ریختی که گونه هایت خیس و خالی است...و بعد تر ها می بینی اشک هایت به هق هق افتاده است..و دستت جلوی مامانت رو می شود...ک

بی سکانس

الان که نشتسم تو اتاقم فقط به اندازه ی شام   مونده تا این که چشمم بیفته به حرم ارباب...قبة الحسین.....

ادبیات محاوره

سکانس اول با یکی از دوستانم در ماشین منتظر دوست سومی بودیم. من به دوست سوم زنگ زدم و چون فکر می او خواب است گفتم:« عزیزم ما بیرون منتظرتیم، خواب که نبودی؟ ای جان! خیله خب بیا بیرون!» دوست داخل ماشین گفت:« ای کاش یکی بود با من اینجوری حرف بزنه!» گفتم:« من همیشه با تو هم همینطوری حرف می زنم! مگه نه؟» سرتکان داد. گفتم:« پس چرا عقده ای بازی در میاری؟» می خندد. سکانس دوم داستان که دیگر در کلاس او نیستم معمولا خیلی از اخلاق های من- به طور کلی- بدش می آید. م

سکانس برتر

#سکانس_برتر هیچ وقت ... به هیچ چیزو هیچ تو زندگیت تکیه نکن  جز خودت ... منتظر نباش هیچ کنارت وایسه و دستتو بگیره هیچ وقت ... #شهرزاد #ترانه_علیدوستی

بانجی‌جامپینگ سحر قریشی از روی یک پل

بانجی‌جامپینگ سحر قریشیبانجی‌جامپینگ سحر قریشی , این سکانس مربوط به بازی سحر قریشی است که باید از ارتفاعیبلند در جاده چالوس به پایین می پرید. به دلیل حساسیت ساعت‌ها گروه مشغول فراهم مقدمات بودند.در این سکانس نرگس محمدی در کنار سحر قریشی بازی داشت و به گفته کارگردان یکی از صحنه های مهیج «پی ل» بشمار می رود. قریشی خودش می گوید:« واقعا از تجربه جدید راضی هستم و امیدوارم این کار دیده شود و این جنس تولید بازهم تکرار شود. ضمن آن که کار با آقای لطی

عذاب و پاداش هایی که چند برابر حساب می شوند

عذاب و پاداش هایی که چند برابر حساب می شوند   به استناد برخی از آیات قرآن، اعمال انسان از لحاظ پاداش و کیفر آثار و احکامی دارد که بیان کننده اثر آنها در سعادت و شقاوت است. این مباحث قرآنی، مبتنی بر قواعد کلّی عقلایی است که در جامعه بشری حکمفرما بوده و هست و براساس مصالح و مفاسد تنظیم شده است.عذاب و پاداش دو برابردر منابع دینی می توانیم سکانس های مختلفی از پاداش ها و عذاب های خداوند را به زیبایی مشاهده کنیم ... سکانس هایی که هر کدام رتبه و رنگی خا

!? why so serious

یک برونگرا وقتی می بیند چه میکند؟! احتمالا به دنبال یک شنونده‌ی خوب میگردد که بنشیند و برایش از اول تا آ را تعریف کند و خودش را تخلیه کند! حداقل برای من که اینگونه پیش میرود! و چقدر خوب که امروز یکی از همان شنونده‌های خوب را به تور انداختم و برایش از اول تا آ را با هیجان خاص خودم توضیح دادم! سکانس های مهم را برایش پخش می و تعریف می که چه شده و چرا اینطور شده! حالا کمی حالم بهتر است و کمی بیشتر منطقی شده ام!  شوالیه‌ی تاریکی دیوانه ام کرد! کمی بیشت

سکانس 135 : یک اختراع واجب

کاش ی به این امر واجب فکر و برنامه یا نمیدانم نرم افزاری اختراع یا ابداع میکرد که : تو حرف  بزنی و او تایپ کند ! اندر مزایایش میتوانم ده صفحه بنویسم ی نیست دست به کار شود ؟

استخدام بازرس تمام‌وقت

ب تو پشت صحنه من با همچین چک لیستی داشتم هماهنگی انجام می‌دادم برای اون سکانس پایانی سریال که حقا زحمت آماده شدنش از سکانس سقوط هلیکوپتر حاتمی‌کیا تو "چ" بیشتر نبود کمتر هم نبود! + اما اون نارنجی‌ها...

احساسات غریب

گاهی چنان احساس ناتوانی غم انگیزی به انسان وارد می شود که شاید اگر خداوند اشک را نمی آفرید آمار سکته ها چندین برابر میشد. یک احساس کدر و تار که درونت را چنگ میزند و کاریش هم نمیتوانی ی. گاهی واقعا جز نظاره هیچ از دست تو ساخته نیست. یک احساس فلج شدگی عمیق به انسان دست می دهد. گاهی بشر چقدر ناتوان است. مرا یاد آن سکانس سریال "ستایش" می اندازد که زن فلج میخواست فقط بگوید طاهر و نمی توانست. و نمی توانم...

سکانس پانزدهم

هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت تصور نمی تا این حد کاظمین را دوست داشته باشم... بوی حرمین کاظمین بوی رضا را می دهد... تا به حال شده است مثلا ان قدر ضریح خلوت باشد و ساعت 10:30شب باشد... آن قدر ها که تا می توانید خودتان را به ضریح بچسبانید و عقده های دلتان ، اشک های نگه داشته یتان را خالی کنید... آن قدر ها که نتوانید دیگر جدا شوید... آن قدر ها که آرامش واقعی را بچشید... آن قدر ها که دوست ندارید به ج فکر کنید... به رفتن... به این که دیگر معلوم نیست قسمتتان بشود...نشود؟... .

پروژه شخصی - برنامه شب اسکار

با سلاممیخواستم پروژه شخصی شب اسکار رو اعلام کنماین برنامه 7 یا 8 اسفند برگزار میشهمن و علیرضا ملک محمدی مجری برنامه خواهیم بوددر این برنامه های ک د اسکار معرفی میشنکلیپ  ، سکانس های منتخب ، موسیقی و ... از ها پخش میشهراجب جزئیات برگزاری در اولین جلسه هفتگی رای گیری میکنیماگر ی مخالفتی یا نظری درباره  پروژه داره اعلام کنه

سکانس پانزدهم

هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت تصور نمی تا این حد کاظمین را دوست داشته باشم... بوی حرمین کاظمین بوی رضا را می دهد... تا به حال شده است مثلا ان قددپر ضریح خلوت باشد و ساعت 10:30شب باشد... آن قدر ها که تا می توانید خودتان را به ضریح بچسبانید و عقده های دلتان ، اشک های نگه داشته یتان را خالی کنید... آن قدر ها که نتوانید دیگر جدا شوید... آن قدر ها که آرامش واقعی را بچشید... آن قدر ها که دوست ندارید به ج فکر کنید... به رفتن... به این که دیگر معلوم نیست قسمتتان بشود...نشود؟.

به یاد بسپار

نمیدونم نوشتن از بعضی لحظه ها چقدر درسته یا ننوشتن ازشون چقدر اشتباه. ولی میدونم من ادمی هستم که دوست دارم بعضی چیز‌ها رو برای خودم نگه‌ دارم و با ی شریک نشم. میخوام اون چند دقیقه کنار رفتن ‌ها مثل یه سکانس بدون این که با نوشتن دستکاری بشه تو ذهنم بمونه. میخوام یادم بمونه چقدر خوشبختم که بعضی جمله‌ها رو میشنوم با این که گفتنشون سخته. واکنش من اینقدر پر سر و صدا و شدید بود که گفت: فرزانه ولم کن دارم خفه میشم(:

به یاد بسپار

نمیدونم نوشتن از بعضی لحضه ها چقدر درسته یا ننوشتن ازشون چقدر اشتباه. ولی میدونم من ادمی هستم که دوست دارم بعضی چیز‌ها رو برای خودم نگه‌ دارم و با ی شریک نشم. میخوام اون چند دقیقه کنار رفتن ‌ها مثل یه سکانس بدون این که با نوشتن دستکاری بشه تو ذهنم بمونه. میخوام یادم بمونه چقدر خوشبختم که بعضی جمله‌ها رو میشنوم با این که گفتنشون سخته. واکنش من اینقدر پر سر و صدا و شدید بود که گفت: فرزانه ولم کن دارم خفه میشم(:

من یک متعهد هستم (سکانس سوم)

احضار شده ام ! این بار نه با پای خودم میروم که حقم را بگیرم نه روبرویم خانوم شین نشسته...این بار روبرویم "حاج اقا" نشسته است با همان اخم حاج اقاهای حراست ها و کمیته انضباطی ها و منکرات های مشهور توی ها!  اقایی علی الظاهر مهربان تر کنارش زل زده به من، توی چشم هایش انگار امیخته ای از ترحم و اضطراب جاخوش کرده. حاج اقا مشغول پر یک صفحه از دفتری حدودا دویست برگ است که حدس میزنم هر برگش نامه اعمال ی باشد...   ادامه مطلب

سکانس 137 : چشمهای بسته ...

.آدم یک روز چشم هایش را می بندد و دست هایی را رها می کند،با چشم های بسته دست های دیگری را می گیرد،با چشم های بسته سعی می کند همه چیز را فراموش کند،با چشم های بسته حرف می زند، می خندد، راه می رود،و در آ با چشم های بسته سقوط می کند!پس از آن چشم هایش را باز می کند،با چشم های باز راه می رود اما دیگر سقوط نمی کند،با چشم های باز کم حرف می زند، کم می خندد،و همه چیز را مو به مو به یاد می آورد،اما با چشم های باز دیگر می ترسد که دست هایی را بگیرد، می ترسد...روزب

تدارک 32 جشنواره فجر برای مشهد و بی خبری ارشاد استان!

داستان مشکلات برگزاری جشنواره فجر مشهد، امسال هم در حال تکرار شدن است، با این تفاوت که این بار سکانس های عجیب و غریب بیشتری به آن اضافه شده و ضعف مدیریتی در برگزاری آن را بیشتر از گذشته نمایان کرده است. ادامه: تدارک 32 جشنواره فجر برای مشهد و بی خبری ارشاد استان!

خیلی دور خیلی نزدیک، مرگ و رضا میرکریمی

یک سکانس خیلی خوبی دارد "خیلی دور، خیلی نزدیک" که در آن ِ قصه یک ِ در راه مانده را سوار میکند. از او می پرسد اگر بفهمی به همین زودیها خواهی مُرد چی میکنی؟ ِ قصه با همان لهجه قشنگش میگوید: "هیچی، موتورم را درست میکنم تا همین مسیری را که میروم راحتتر بروم و بیایم." از همان سالها که تلویزیون نگاه می و این فوق العاده را دو،سه باری دیدم همین سکانس خیلی به دلم می نشست. تا اینکه این روزها باز هم یادش افتادم. خیلی هنر است که آنچنان "در مسیر" باشی که فهمیدن م

خیلی دور خیلی نزدیک، مرگ و رضا میرکریمی

یک سکانس خیلی خوبی دارد "خیلی دور، خیلی نزدیک" که در آن ِ قصه یک ِ در راه مانده را سوار میکند. از او می پرسد اگر بفهمی به همین زودیها خواهی مُرد چه میکنی؟ ِ قصه با همان لهجه قشنگش میگوید: "هیچی، موتورم را درست میکنم تا همین مسیری را که میروم راحتتر بروم و بیایم." از همان سالها که تلویزیون نگاه می و این فوق العاده را دو،سه باری دیدم همین سکانس خیلی به دلم می نشست. تا اینکه این روزها باز هم یادش افتادم. خیلی هنر است که آنچنان "در مسیر" باشی که فهمیدن م

ضبط سکانسهاى پایانى «گشت ارشاد ٢» بزودى در ارمنستان

سعید سهیلی کارگردان سینما که «گشت ۲» او در بخش مسابقه ملی سی و پنجمین جشنواره فجر انتخاب شده است در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آ ین وضعیت این گفت: این تقریبا آماده نمایش است اما هنوز سکانس پایانی آن را برداری نکرده ایم. ما پیشتر می خواستیم برای ضبط این قسمت به دوبی برویم اما حالا در نظر داریم سکانس پایانی «گشت ۲» را در ارمنستان برداری کنیم ادامه مطلب

سکانس های شگفت ناک

دوست دارم برم یک جای بلند مثلا قله اورست رو فتح کنم بعد نو ک قله که رسیدم نیشم رو تا بنا گوش باز بزارم، برا همه آدمهایی که منو نمی بینن دست ت بدم و بازم هم هی جیغ و هورا ... اینجا من خوشحالم ولی وقتی توی اووج باشی ی نمی بینتت، باور کنید دیده نمی شید. ولی اون وجد درونی رو دوست دارم...تمام مسیر و سختی ها رو تحمل می کنم بخاطر اون وجد درونی توی همون لحظه و لحظات بعد از اون و خاطرات اون لحظه...

یکی هست نگاش می کنم می فهمه چی می گم

سکانس آ امروز من تو ماشین، صندلی جلو، منتظر یه مسافر دیگه. حرفای دو نفری که پشت نشستن: دختره: مامانت کجا کار می کنه؟ پسره: پرستاره. خونه تمیز نمی کنه ها! پرستار یه آدم خیلییی پولداره. دختره: جدی؟ چه خوب! پسره: گفته واسه عروسی پسرت هم کمکت میکنم! دختره: واقعا؟! آخ جون! پسره: آرهههه! (همو میبوسن) دختره: برات یه دختر خوشگل میارم. شبیه خودت. پسره: واقعا؟ (همو میبوسن) دختره: ولی فقط یکی! یکی کافیه. پسره:  حالا اولش که نه. تازه اول جوونیمونه. (همو میبوسن) دخ

پایان نامه افیولیت ها

تعداد صفحات:107نوع فایل:wordفهرست مطالب:چکیدهبخش اولکلیاتپریدوتیت های با فابریک تکتونیکیساختمانکانی شناسی و پتروگرافیکمپل های کومه ایمقدمهساختمانمینرالوژی و پتروگرافیسنگ های لوکوکراتیکمقدمهمینرالوژی و پتروگرافیدسته دایک هامقدمهساختمانمنیرالوژی و پتروگرافیسنگ های وجیمقدمهساختمانمینرالوژی و پتروگرافیپترو ژنزبخش دومشکل گیری، جایگزینی، دگرگونی و گسترش افیولیت هاافیولیت ها در کجا شکل می گیرند؟جایگزینی کمپل های افیولیتیرده بندی افی

سکانس آ : سرد و تاریک

یه چند شبی هستش که یه خواب عجیب میبینم بیشتر شبیه یه کابوسه ترسناکه خواب میبینم که دارم از خیابان همیشگی رد میشم برف داره میاد  همه چی سیاه و سفیده  حتی نور چراغ های تیر برق دارم میرم جلو جلوم هم همش تاریکیه بعدش یهویی پشت سرم رو نگاه میکنم و یه مرد رو میبینم که یه لباس عجیب تنشه یه شنل کلاه دار سیاه دستش هم یه تبره داره میاد و من دو راه دارم یا برم توی تاریکی که صدای زوزه گرگ ها و حیوانات وحشی میاد  یا برم تو آغوش اون مرد !.... خیلی ترسناکه...خیلی

من یک متعهد هستم (سکانس دوم)

سال ها از آن ماجرا می گذرد و من دیگر هرگز روی اینکه ی بیاید و حقم را بگیرد حساب ن ... چند سالی طول کشید تا زبانم باز شد و گلایه اش را پیش کشیدم. هر چند برای خوب شدن زخم دلم افاقه نکرد و هنوز که هنوز است توی همه دعواها، فقط روی تیم دو نفره مان حساب میکنم، من و "او" ... "او"یی که اهل پاپس کشیدن نیست... بعد از آن ماجرا رویمان کم نشد و باز هم نامه می نوشتیم برای هم، با این فرق که فاطمه زیر همه نامه هایش می نوشت " خانوم شین من فاطمه ام" ...     این داستان ادامه دار

چهارمین فصل

یکی از بهترین تصمیم های عمرم این بود که خویشتن داری نمودم-!- و هر سه قسمت این فصل را بعد از سالها با هم دیدم، باعث شد پیوستگی داستان آنطور که باید و شاید برای من حفظ شود. مثل همیشه هیچکدام از حدس هایم در رابطه با این فصل درست نبود. حس پوچی بعد از دیدن هر قسمت این سریال همیشگی است.  پی نوشت و اسپویل برای اهل دلا: با آهنگ کوئین برگشت! یعنی سکانس کوتاهش رو ده ها بار دیدم! پی نوشت دو: این لینک را ببینید.

سکانس 142 : the great gatsby

دﯾﺰﯼ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ؟ ﮔﺘﺴﺒﯽ : ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ. ﺩﯾﺰﯼ : ﺍﺯ ﭼﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﯽ ؟ ﮔﺘﺴﺒﯽ: ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯿﺖ! ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺍﺯﺕ ﻣﺜﻞ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ۸ ﻃﺒﻘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺷﺎﯾﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﻭ ﻧﻤﯿﺮﻡ، ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻣﺮﺩﻥ، ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ... movie : the great gatsby

سکانس 143: the great gatsby

دﯾﺰﯼ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ؟ ﮔﺘﺴﺒﯽ : ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ. ﺩﯾﺰﯼ : ﺍﺯ ﭼﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﯽ ؟ ﮔﺘﺴﺒﯽ: ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯿﺖ! ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺍﺯﺕ ﻣﺜﻞ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ۸ ﻃﺒﻘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺷﺎﯾﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﻭ ﻧﻤﯿﺮﻡ، ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻣﺮﺩﻥ، ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ... movie : the great gatsby

تصاویر خلاصه داستان و بازیگران انزوا مرتضی علی عباس میرزایی | جشنواره 35

برداری سینمایی «انزوا» اولین بلند سینمایی مرتضی علی عباس میرزایی به تهیه کنندگی پیمان جعفری به پایان رسید. به گزارش گروه فرهنگی آنا و به نقل از مشاور رسانه ای، برداری این پربازیگر که لوکیشن‌های آن از شمالی ترین تا جنوبی ترین نقطه تهران بوده است در حالی به پایان رسید که در آ ین سکانس های «انزوا» جمشید هاشم‌پور بازیگر پیش وت سینمای ایران پس از دو سال دوری از سینما مجددا مقابل دوربین رفت. ادامه مطلب

so are you being nice to me..؟

خیلی وقت پیش‌تر، شاید حدود یک سال پیش، سارای برگشت بهم گفت: «فهموندن دوست داشتنت به تو یه پروسه‌ی طولانی و زجرآوره.» و راستش رو بخواین، اون موقع نه تنها حق داشت، بلکه "طولانی" و "زجرآور" دقیقاً کلماتی نبودند که حق مطلب رو ادا کنن. این که ی منو به این باور برسونه که طرف منو دوست داره یا برام ارزش قائله، کار تقریباً غیر ممکنیه که می‌تونم بگم منهای پادشاهم و مادربزرگه، افرادی کمتر از یک انگشت دست موفق شدن به انجام برسوننش. نه این که مح

جستجوهای اتفاقی

فرآیند جمع آوری و نمایش محتوای مرتبط با عبارت سکانس های نه به صورت هوشمند و خودکار و از منابع متعدد دریافت و نمایش داده میشوند. همچنین دسته بندی و طبقه بندی اطلاعات مرتبط با سکانس های نه توسط روبات جستجوگر هوشمند انجام میگیرد.